در مسیر آسمان

اینجا خونه حرفای منه.

در مسیر آسمان

اینجا خونه حرفای منه.

در مسیر آسمان

یا صاحب الزمان
بالای سرم نام تو را حک بنمودم
یعنی که سر من به فدای قدمت باد

پربیننده ترین مطالب

خلوت ترین حیاط من

جمعه, ۱ دی ۱۳۹۱، ۰۴:۲۸ ب.ظ


اینجا توی حیاط خلوتم همه چیز آرام است . نسیمی آرام میان شاخه های بید می پیچد و گیسوانش را نوازش می کند.
دستهای همهان نسیم روی آب حوض نقاشی می کشد. دایره در دایره . موج در موج...
پشته یاس هنوز روی شانه دیوار لمیده و آنسوی خلوت حیاطم را نگاه می کند.
آن بیرون هیچ چیز آرام نیست . درست مثل درون من . غلغله است .
اینجاآسمان آبیست . حتی یک لکه ابر هم زاده نشده .
دستم را به تنه بید میگیرم و می چرخم. می چرخم و می خوانم :
رفتم لب رودخونه دیدم که غرق خونه
گفتم که ای رودخونه بابا میاد به خونه

آن بیرون هیچ چیز آرام نیست . مردانی می آیند که کاکلشان خونیست. زنانی مویه میکنند که چادرشان خاکیست .
آن مردان با خودشان چیزی را آورده اند.
اینجا توی حیاط خلوتم همه چیز آرام است .
می چرخم و میخوانم :
گفتم دلم گرفته بابا ز پیشم رفته
گفتا دلت نگیره شادی درت نمیره

ماهی ها توی حوض دنبال چیزی میگردند. می پرسم از ماهی ها: آسمان شما هم می چرخد؟
ماهی ها دم هم را گاز میگیرند و جوابم را نمی دهند.
آسمان ، بالای سرم می چرخد و می چرخد.
آن بیرون هیچ چیز آرام نیست .
باد توی شاخه های سیب می پیچد و برگهایشان را چنگ میزند. برگها مثل گیسوان آشفته زنهائی که گریه میکنند کنده می شود و به زمین می ریزد .
مردان زیر درختان سیب نسشته اند و کاکلشان خونی و ..خاکیست .
چادر خاکی و ...خونی زنها همه جای صورتشان را پوشانده .
مردان چیزی را .....نه ! کسی را آورده اند.
دور درخت بید می چرخم و می چرخم . می خوانم و می خوانم :
گفتم که ای رودخونه بابا میاد به خونه؟
گفتا که بابا رفته
خونش به من سپرده
گفتم بابا کجا رفت ؟
گفتا پیش خدا رفت .

میان دل آسمان چند لکه ابر متولد شده اند.
اینجا توی حیاط خلوتم همه چیز آرام است . جز من که می خوانم ، و آسمان ...که روی سر دنیای کوچکم می چرخد.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۱/۱۰/۰۱
ن. علمی نیک

نظرات  (۴)

سلام نفس عزیزم خوشحال شدم کامنتت را دیدم خونه جدید مبارک باشه لینکت کردم ... عزیزم با خوندن پستت دچار دو دلی شدم که نکنه اتفاق بدی خدای ناکرده افتاده امیدوارم که مسئله مهمی نباشه و حالت خوب باشه مراقب خودت باش عزیز دلم .

پاسخ:
سلام شاپرک گلی . یه دونه ای عزیزم.
نه چیزی نیست . این پست مربوط یه مدت قبله. دلم می خواست اولین پست وبلاگم این باشه .
از اینکه اینجا میبینمت خوشحالم .
وبلاگ جدید مبارک دخترخاله لینکتون تصحیح شد انشالله میاییم شیرینیش رو میخوریم با بچه ها
پاسخ:
قدمتون روی چشم.
تبریک ,مامان شدیدا سلام میرسونه ,میگه نمیای با هم بریم خرید ؟
پاسخ:
جونم؟!اهان بگو چرا خرید هم میریم. ایشاللا سری بعد
۱۷ تیر ۹۲ ، ۱۳:۵۰ قاصدسولدوز

     سلام خانوم معلم،تونستی شاگرداول بش؟

  اگه یادت باشه قرار بودشعر که نمیشه گفت..قراربود معرای ترکیمو بانوشته هام برات بفرستم تابه اسم خودم تووبلاگت منتشرکنی. یکی برات فرستادم.زحمتشوبکش اسم وبلاگوبذار  قاصدسولدوز 

راستی دیروز رفته بودم سره خاکش..کیو میگم؟..دایی جونمو..نمیدونی چقدبهش افتخارمیکنم.بنظرت اگه الان منو ببینه میشناسه؟وقت شهادتش چهل روزه بودم.ولی الان..تقریبا رسیدم نزدیکای سن خودش تو این دنیا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">