در مسیر آسمان

اینجا خونه حرفای منه.

در مسیر آسمان

اینجا خونه حرفای منه.

در مسیر آسمان

یا صاحب الزمان
بالای سرم نام تو را حک بنمودم
یعنی که سر من به فدای قدمت باد

پربیننده ترین مطالب

عملیات جهاد سازندگی با همکاری فرزندان سپاه

دوشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۱، ۰۶:۴۲ ب.ظ

مطالب این پست قسمتی از خاطرات مادرمه.


عملیات جهاد سازندگی با همکاری فرزندان سپاه :

درست یادم هست که در یکی از مقرهایی که ضد انقلاب در آن لانه داشت ارتفاعات بالا سر کوه های اطراف محمد یار بود . به طوری که در یک روز با پیشروی شجاعانه ی بچه های سپاه چند بار دست به دست شده بود . گاهی با فعالیت های سپاه دست سپاه بود و گاهی با فشاری که ضد انقلاب وارد میکرد از دست میرفت . پس از آزاد سازی کامل با همکاری سپاه و جهاد سازندگی جاده هایی احداث شد که در آن مناطق فقط با پای پیاده میشد عبور کرد . و حالا با ماشین بیست الی سی روستا به هم متصل میشدند و آن روستا ها از بن بست و شر ضد انقلاب بیرون می آمدند . البته ضد انقلاب به بلدوزر های نیروی جهاد سازندگی ما بیشتر حساسیت داشتند و در گفت و گو های بی سیمشان شنیده میشد که علنا اعتراف میکردند صدای خش خش بلدوزر جهاد سازندگی دردناک تر از صدای تیربار سپاه است . بروید بلدوزر ها را به آتش بکشید و صدایش را ساکت کنید .


در روستا ها با فعالیت هایی مثل اجرای سرود در بین جوانان و نوجوانان و تجهیزات کتابخانه و دیگر سرگرمی های سالم برای فرزندان ایران زمین و انتشارات جزوات خاص اخبار منطقه سعی میشد جوانان روستایی بیش از پیش با فرهنگ اسلامی در ارتباط باشند . این در واقع نوعی فقر زدایی فرهنگی بود که در حال اجرا بود . در مقاطع بالا تر ترتیبی داده شده بود که بچه های با استعداد روستایی میتوانستند در شهر ها ادامه تحصیل دهند . برای این کار اماکنی با همکاری جهاد سازندگی بنا میشد و سعی میشد تا حد ممکن زمینه برای ادامه تحصیل این عزیزان روستایی نیز مهیا شود . مجموعه ی این اقدام ها برای ضدانقلاب ها غیر قابل تحمل بود . به همین خاط آنها اهالی روستا را مرتب تهدید می کردند و گاهی اوقات برنامه ی شوم خود را هم اجرا میکردند . از گوشه و کنار شنیده میشد که دانش آموزی که برای تحصیل با دوچرخه به سمت شهر می آمد مین زیر پایش منفجر و کشته شده است و از این قبیل مکرر اتفاق می افتاد .

در این منطقه علاوه بر حزب دموکرات که ادعای مبازه ی سیاسی قبل از انقلاب را هم داشت و هم سنگ خلق کرد را به سینه میزد انواع و اقسام گروهک های وابسته هچون کوموله ، فدایی خلق اعم از اکثریت ، اقلیت توده های منافق و ... در منطقه فعالیت میکردند .

در همان زمان در اوایل دوران پیروزی عواملی که در ادارات دولتی بودند یا به نحوی با دولت سروکار و خدمت رسانی داشتند با عده ای ضد انقلاب رایزنی میکردند و در جاده ها آنان را به نام میخواندند  و از ماشین مسافربری پیاده کرده و میبردند . دیگر خدا میدانست که چه بر سر آن ها می آمد . درگیر میشدند و سر به نیست میکردند . دولت مردان چاره ی کار را بر این دیدند که شروع به پاکسازی منطقه نمایند تا از وحشی گری های ضد انقلاب که به هیچ وجه راضی به آرامش اوضاع منطقه نبودند نجات یافته و آنان را به زانو در آوردند . یکی از مناطقی که عملیات پاکسازی آن از لحاظ نظامی از اهمیت به سزایی برخوردار بود اشنویه بود . چون از یک طرف منتهی میشد به جاده ی قدیم ارومیه و سرو و نقاط مرزی .سردار شهید علمی به همراه تعدادی از نیرو های قوی و سرحال سپاه شروع کرد به پاکسازی . به خاطر هیبت و خصوصیات اخلاقی که شهید علمی داشت در بین کرد ها با افراد درگیر نمیشد . و خبر حضورش در صحنه ، فکر مقاومت و درگیری از ذهن کرد ها بیرون میساخت . او عقیده داشت در هر مشکلی باید حرف زد . و با خبره حرف زدن مشکل را حل میکند . در این عملیات هم که شبانه روز اقدام به پاکسازی میکردند و نوبتی کمی به خواب لازم و استراحت میپرداختند . به این ترتیب اکثر نقاط بدون زحمت پاکسازی شد .

فتح اراضی و پاکسازی مناطق کرد نشین با موفقیت انجام میگرفت . از طرز برخورد و خوش رویی علمی و حکمت کار خدا مردم آن حوالی دسته دسته می آمدند و اسلحه ها ، قطار فشنگ و فانسقه هایشان را تحویل میدادند . سپس برای همکاری با سپاه اعلام آمادگی مینمودند .

چه بسا اگر شهید علمی باهمان برادران کرد ادامه ی عملیات را پی میگرفتند و با آنها که آشنایی بیشتر به منطقه داشتند بقیه ی پاکسازی انجام  می پذیرفت . این رمز موفقیت او بود .

در بعضی از مواضع که ضد انقلاب به آنجا پناه برده بودند شبی نبود که درگیری به اصطلاح جبه ای پیش نیاید و همینطور بود که ضد انقلاب با هماهنگی نیرو های عراقی مواضع سپاه را با مهمات جنگی که از عراق برایشان میرسید مورد هدف قرار میدادند . بچه های ما با این حرکات تدریجی کم کم پیشروی کردند . با توجه به حساس بودن منطقه باید بسیار حساب شده و دقیق عمل میشد . فرزندان سپاه هرشب تا صبح با ضد انقلاب در ارتفاعات اطراف شهر در جنگی نفس گیر رو به رو بودند . با فرا رسیدن شب تمام جاده ها و منطقه نا امن میشد . تمام محور ها را ضد انقلاب با رسوخ و پنهان کردن خود در دره ها و زیر پل ها نا امن کرده بود . در یکی از پاکسازی های منطقه پاسداران که با تاریکی شب مواجه شده بودند به مقر ضد انقلاب برخورده بودند . پای یکی از پاسداران به وسایل آنان گیر کرده و زمین خورده بود . در همان حین قاطری که آنان با خود داشتند از جا جسته و پا به فرار گذاشته بود .با صداهایی که به هم پیچیده شده بود ضد انقلاب اول رگباری هوایی کرده و بعد از ترس پا به فرار گذاشته بودند . . .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۱/۱۰/۲۵
ن. علمی نیک

نظرات  (۱)

عرض سلام

ممنون از حضورتون ....

خیلی لطف کردید که «خلوت دل » رو در پیوندهای وبلاگتون قرار دادید..

همیشه منتظر حضورتون هستم

براتون آرزوی بهترین ها رو دارم

در پناه خدا
یا حق
پاسخ:
خواهش می کنم .
لطف دارید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">