در مسیر آسمان

اینجا خونه حرفای منه.

در مسیر آسمان

اینجا خونه حرفای منه.

در مسیر آسمان

یا صاحب الزمان
بالای سرم نام تو را حک بنمودم
یعنی که سر من به فدای قدمت باد

پربیننده ترین مطالب

همدان - غار علیصدر

دوشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۳۹ ب.ظ

غار علیصدر :   65 کیلومتری شمال غربی  همدان

 یکی از مرتفع ترین مناطق استان در دامنه رشته کوه زاگرس

ارتفاع دهانه غار از سطح دریا 2180 متر


حدود بیست سال پیش یکبار رفتم همدان غار علیصدر . فقط یادمه خیلی قشنگ بود اما تا اینحد دقت نکرده بودم.

تابستون امسال که فرصت پیش اومد به لطف داداش ناصرمون و خواهر جونمون رفتیم همدان واقعا در یکی از شگفتی های طبیعت زیبای خدا دقت کردم .


از بیرون که نگاه میکنی اصلا به نظر نمی رسه اون تو می تونه اینقدر عجیب و در عین حال زیبا باشه .

  کاشفین غار:


    ورودی غار:



خوب باید کمی منتظر بشیم که قایق ها برای بردنمون بیان .


اون پائین هوا خیلی خیلی سرد بود . ولی یه هوای سرد مطبوع . جائی که اصلا نور نمیبینه و موجود زنده ای اونجا زندگی نمیکنه . اما غار زنده ست . آب در جریان ... سنگ های عظیم ... استالاتیت ها و استالاگمیت های قدیمی ... سنگهای آهکی که طی سالیان قطره قطره و ذره ذره درست شدن  مثل پنجه های عقاب  از گوشه و کنار سقف و دیواره بیرون زدن .

 البته من دوربین حرفره ای ندارم و عکسام زیاد زیبا نیستن اما خاطره انگیزن و به هر حال می تونه ذره ای از اون ابهت و اعجاز طبیعت رو به تصویر بکشه.





رسوبات آهکی روی دیواره نقش یه تمساح بزرگ رو تو ذهن مجسم می کنن.




قرار گرفتن سنگها در کنار هم به طوریکه شکل یک قایق وارونه شده .




اینجا و اونجا روی سقف غار سوراخ های بزرگی بودن که به محوطه های بالائی راه داشتن . فکرش یه کم سخته که سالها پیش چند نفر بدون در دست داشتن وسیله ها و ابزار پیشرفته تونستن از خلال این روزن ها عبور کنند و اینجا رو کشف کنن






 




أَفَلَمْ یَنظُرُوا إِلَی السَّمَاء فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ

پس آیا به آسمانِ بالای سرشان نگاه نکرده اند که چگونه آن را بنا کرده ایم و زینتش داده ایم و هیچ شکافی برای آن نیست؟



پل های معلق که روی رودخانه درست شده و سفر به اعماق غار رو خاطره انگیز و لذت بخش می کنه.





انعکاس غار در آب ... تکرار عظمت ... تکرار ابهت...



و امـــــــــــــــا و اما.... شکیبا خانومی که هنوز وارد غار نشده ترسش شروع شده و چشاش پر از اشکه: من نمیاممممممممممممممم من می ترسمممم


و به زور می خنده که مبادا کسی فکر کنه ترسیده !!!



هنوز دقایق زیادی از این سفر هیجان انگیز به درون شگفتی های علیصدر نگذشته که گل از گل این دختر ترسوی ما می شکفه و معلومه داره لذت می بره







                                      

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۲۸
ن. علمی نیک

نظرات  (۷)

۰۲ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۳ اکرام پاشاپور

سلام دختر دایی جونم.همه خوبین؟ما که نیستیم خوش میگذره؟


فکر کردی....ما هم یه دونه غار سهولان تو مهاباد دار یــــــــــــــم.


دو روز پیش یه شعر ترکی نوشتم،مال خوده خودمه.حتما بخونش


خودم که خیلی دوستش دارم.

پاسخ:
سلام عمه قزی .حتما میام می خونمش

بله در همین حال این ها به همراه پدر و مادر بنده در حال:
گشت و گذار و عشق و حال و سفا سیتی و دیزی و کله پاچه و کوبیده و کمر خارونو خواب حسابی و شنا تو اب یخ و قایق سواری و عکس انداختن و پیراشکی و بستنی خوردن و خرید و تخمه شکستن و هزار کیف و صفای دیگه که اینجا ازش نام نمی بریم به سمت دیگه ای در همون اطراف میریم:
3عدد کودک و نوجوان مظلوم(مانند بچه های مظلوم فلسطینی و سوری و افغانی مستقر در ایران)به همراه یک نوزاد کوچیک که خیلی هم پدر و مادشو دوست داره به طرز فجیعی(فکر اشتباه نکنید!اون کشته نشد)پا به پای عمو هاش کار می کرد و همراه پدر مادر مظلومش کار می کرد و مبل های سنگین(بازم اشتباه نکنین!بچه که نمی تونه مبل های سنگین رو جا به جا کنه)رو نگاه می کرد و ارزو می کرد اونم یه روزی مثل عمو هاش دارای زور بازو و هیکلی بشه و مثل اونا قهرمان مسابقات جهانی زیبایی اندام بشه (و البته تو دلش هم به مجید بد بخت می خندید!)خوب دیگه خلاصه عموهاش و بابا مامانش داشتن کار می کردن اونم تا حد توان کمک می کرد و...
این بود انشای من
پاسخ:
پیراشکی من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۹ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۳۸ ملیکا امیری
علی جان دلبندم تا حالا گفته بودم که چقدره من طرفدار انشاهات هستم!؟؟ بلی بلی الان میگم! باور کن تو فکرم برم برات یه فن پیج هم باز کنم به جون انگشتای یخ زدم!!
استعداد خدادادیت گویا به خان دایی جانت کشیده!!
جان دایی خانش بیا تحویل بگیر!! ای بی سر و ته!!
 
پ.ن: تب خال جدیدم هم سلام میرسونه بله!! :|
خوش به حالتون من هنوز غار بنی صدر نرفتم
پاسخ:
اون علی صدره نه بنی صدر . عیب نداره ایشاللا یه بار با هم میریم
۱۱ آبان ۹۲ ، ۲۳:۳۹ کوزت میلان
سلام . منو یاد مسافرتمون انداختین دخترخاله. ما از غار علیصدر فقط مزه کیک و ساندیس رو درک کردیم ! حیف شد :(
پاسخ:
سلام . ایشاللا بازم برین ایندفعه عکساتونم یادگاری بمونه
۱۱ آبان ۹۲ ، ۲۳:۵۷ کوزت میلان
ولی بذا یه خاطره تعریف کنم از اون چن ساعت:
ما کلا ده نفر بودیم خب... بعدشم حاج علی آقا با عمامش و چارتا چادر سیا تو اون جمعیت خیلی مردم بد نگا میکردن بهمون بعدشم ما که وارد شدیم همه مسئولین اونجا با یقه بسته و ته ریش و یه دست تسبیح و انگشتر عقیق ، یه دستشونم بیسیم یه احترامی واسه حاج علی آقا میذاشتن که نگو... حالا بعد از این همه تحویل گیری ، تو خود غار ، حاج علی آقا جلو همونا به یه مرده که جلیقشو در آورده بود گف کاپشنتو بپوش هوای تو سرده ! وااااای نفیسه خانوم ما زیر چادر رو ویبره بودیم.... :&
نظرهای این چیپس پیازجعفری رو تایید نکنید لدفن.
پاسخ:
ما تمام نظرات زیبا رو تائید می کنیم خاله اوغلو!!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">